تبلیغات

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

قرآنی ، فرهنگی و معارف اسلامی

قرآنی ، فرهنگی و معارف اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در رابطه با سایت چیست؟؟











 

آیه مباهله


 

(فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا
ندع ابنائنا
و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم‏نبتهل فنجعل لعنه
الله على
الكاذبین)(آل عمران: 61).
«هركس با تو پس از آن كه آگاه شدى، به
مجادله
برخیزد ، بگو بیایید تا بخوانیم فرزندان خود و فرزندان شما را، زنان خود
وزنان
شما را، و جانهاى خود و جانهاى شما را و لعنت‏خدا بر گروه‏دروغگو بفرستیم‏» .
 
 
 
                                                                      مشاهده در ادامه مطلب  ....


داستان مباهله



آیه مباهله


(فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا
ندع ابنائنا

و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم‏نبتهل فنجعل لعنه
الله
على
الكاذبین)(آل عمران: 61).
«هركس با تو پس از آن كه آگاه شدى، به

مجادله
برخیزد ، بگو بیایید تا بخوانیم فرزندان خود و فرزندان شما را، زنان
خود
وزنان
شما را، و جانهاى خود و جانهاى شما را و لعنت‏خدا بر گروه‏دروغگو
بفرستیم‏» .


مفسران مى‏نویسند: پیامبر اسلام(ص) به موازات مكاتبه با
سران‏دول جهان، و
مراكز
مذهبى نامه‏اى به اسقف نجران «ابوحارثه‏»نوشت و طى
آن نامه ساكنان
«نجران‏» را به
آئین اسلام دعوت نمود اینك مضمون نامه آن
حضرت:
«به نام
خداى ابراهیم و اسحاق و
یعقوب (این نامه‏اى است) ازمحمد
پیامبر و رسول خدا به
اسقف نجران خداى ابراهیم و
اسحاق و یعقوب و احمد را
ستایش مى‏كنم و شماها را از
پرستش بندگان به ‏پرستش خدا
دعوت مى‏نمایم، شما
را دعوت مى‏كنم كه از ولایت‏
بندگان‏خدا خارج شوید و در ولایت
‏خداوند وارد
آئید ، و اگر دعوت مرا نپذیرفتید
(لااقل) باید به حكومت اسلامى

مالیات(جزیه) بپردازید (كه‏ در برابر این مبلغ
جزئى از جان و مال شما دفاع
مى‏كند)
و در غیراین صورت به شما اعلام خطر مى‏شود»
(1) .
و برخى از
مصادر تاریخى شیعه
اضافه مى‏كند: پیامبر آیه مربوط (2) به
اهل كتاب را كه
در آن همگى به پرستش خداى
یگانه دعوت‏شده‏اند ، نیز نوشت.

نمایندگان
پیامبر وارد نجران شده، نامه پیامبر
را به‏«اسقف‏» دادند، وى
نامه را با
دقت هرچه تمامتر خوانده و براى‏ تصمیم شورائى
مركب از شخصیتهاى بارز
مذهبى
و غیر مذهبى تشكیل‏داد، یكى از افراد طرف مشورت
«شرحبیل‏» بود كه به عقل
و
درایت ‏و كاردانى معروفیت كامل داشت، وى در پاسخ اسقف
چنین اظهار نمود،

اطلاعات من در مسائل مذهبى بسیار ناچیز است ، بنابراین من‏حق
اظهار نظر
ندارم و
اگر در غیر این موضوع با من وارد شور مى‏شدید ، من مى‏توانستم
راه
‏حلهائى در
اختیار شما بگذارم.
ولى ناچارم مطلبى را تذكر دهم و آن این كه:

ما كرارا از
پیشوایان مذهبى خود شنیده‏ایم: روزى منصب نبوت از نسل «اسحاق‏»
به
فرزندان
«اسماعیل‏» انتقال خواهد یافت. و هیچ بعید نیست كه‏«محمد» كه از
اولاد
اسماعیل
است، همان پیامبر موعود باشد.
شورا نظر داد كه گروهى به
عنوان «هیئتى
از
نجران‏» به مدینه ‏برود ، تا از نزدیك با محمد (ص) تماس گرفته و دلائل نبوت او

را بررسى كنند.
شصت تن از زبده‏ترین و داناترین
مردم نجران انتخاب شدند و در
راس
آنان سه پیشواى مذهبى بود این سه تن عبارت
بودند از:
1 - «ابوحارثه
بن
علقمه‏» كه اسقف اعظم نجران كه
نماینده‏رسمى كلیساهاى روم در حجاز بود.

2 -
«عبدالمسیح‏» رئیس هیئت و
به عقل و تدبیر و كاردانى‏معروف بود.
3 -
«ایهم‏» كه
فرد كهنسال و
شخصیت محترم ملت نجران به‏شمار مى‏رفت (3) .

هیئت نجران، طرف
عصر
درحالى كه لباسهاى تجملى ابریشمى بر تن‏و
انگشترهاى طلا بر دست و صلیبها بر

گردن داشتند، وارد مسجد شده‏به پیامبر سلام
كردند، ولى وضع زننده و نامناسب
آنان
آنهم درمسجد، پیامبر را سخت ناراحت نمود.
احساس كردند كه از
آنان‏ناراحت‏شده است،
اما علت ناراحتى را ندانستند، فورا با
عثمان‏بن عفان
و عبدالرحمان بن عوف كه سابقه
آشنائى با آنان داشتند، تماس
گرفتند و جریان
را به آنها گفتند آنان اظهار داشتند كه
حل‏این گره به دست على
بن ابى
طالب(ع)است، آنان به امیرمومنان ‏مراجعه كردند
على(ع)در پاسخ آنها چنین

گفت: شما باید لباسهاى ‏خود را تغییر دهید، و با وضع ساده،
بدون زر و زیور
به
حضور حضرت بیائید. در این صورت مورد احترام و تكریم قرار
خواهیدگرفت‏» .


نمایندگان نجران با لباس ساده بدون انگشتر طلا، شرفیاب محضر
پیامبر شده
و
سلام كردند، پیامبر با احترام خاص پاسخ سلام آنان‏را داد، و برخى از

هدایائى را
كه براى وى آورده بودند، پذیرفت.
نمایندگان پیش از آن كه
وارد
مذاكره شوند،
اظهار كردند كه‏ وقت نماز آنان رسیده است، پیامبر اجازه
داد كه
نمازهاى خود
رادر مسجد مدینه در حالى كه رو به مشرق ایستاده بودند،
بخوانند (4) .


سیره‏نویس معروف «برهان الدین حلبى‏» مى‏نویسد: پیامبر
به آنان گفت من شما
را
به آئین توحید و پرستش خداى یگانه، و تسلیم در برابر

اوامر او دعوت مى‏كنم،
سپس
آیاتى چنداز قرآن براى آنان خواند.
آنان در
پاسخ گفتند: اگر مقصود از
اسلام
ایمان به خداى یگانه‏است، ما قبلا به او
ایمان آورده و به احكام وى عمل
مى‏نمائیم.

پیامبر در پاسخ آنان گفت:
اسلام علائمى دارد چگونه مى‏گویید
خداى یگانه را
پرستش مى‏كنید در صورتى كه
شماها صلیب را مى‏پرستید و از خوردن
گوشت‏خوك پرهیز
نمى‏كنید و مسیح را
فرزند خدا مى‏دانید.
نمایندگان نجران
گفتند: آرى او فرزند
خداست زیرا
مادر او مریم، بدون نزدیكى با كسى ، او را به
دنیا آورد، ناچار باید او

فرزند خدا باشد در این موقع فرشته وحى بر پیامبر نازل
شد و این‏آیه را
آورد:

(ان مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال
له كن
‏فیكون) (آل عمران:
59).
تولد عیسى از مادر بدون آن كه كسى با او

نزدیكى كند، نزد خدا همچون آدم
است كه او را از خاك آفرید و سپس به او
فرمود:
موجود باش او هم فورا موجود
شد(بنابراین ولادت مسیح بدون پدر دلیل
برالوهیت او
نیست).
مسیحیان نجران در
مقابل منطق وحى ناگزیر شدند راه
مجادله در پیش
گیرند و پیشنهاد مباهله داده‏اند، در
آن موقع پیك الهى
نازل‏شد پیامبر را نیز
به مباهله مامور ساخت، طرفین به فیصله
دادن‏مساله از
طریق مباهله آماده شدند و
قرار شد فردا همگى براى ‏مباهله حاضر و
آماده
شوند.
وقت مباهله فرا رسید و
قرار بود كه مباهله در نقطه خارج از شهر

مدینه در دامنه صحرا انجام گیرد پیامبر
از میان مسلمانان و بستگان زیاد فقط
چهار
نفر را براى مباهله برگزید و این چهار
تن‏جز على و فاطمه و حسن و حسین
علیهم السلام
كسى دیگر نبود.
سران هیئت
نمایندگى نجران با یكدیگر گفتگو مى‏كردند و مى‏گفتند  اگر محمد با شكوه مادى به
میدان مباهله وارد شود،
اعتمادى به ‏ادعاى او نیست، و اگر  به وضع ساده همراه
عزیزانش گام در
صحراى ‏مباهله بگذارد، عمل او گواه بر اعتماد او  به نبوت خویش است
تا آنجا كه عزیزان خود را به میدان مباهله آورده است، هنوز در  این‏گفتگو بودند كه
چهره‏هاى معصومى براى آنان آشكار گشت همگى باهم‏گفتند این مرد  به دعوت
خود اعتقاد
راسخ دارد و گرنه یك فرد دروغگو یا شاك عزیزان خود را در معرض 
بلاى آسمانى قرار
نمى‏دهد و لذا با دیدن این وضع وارد شور شدند و از مباهله
منصرف  گشتند قرار شد هر
سال مبلغى به عنوان جزیه (مالیات سرانه)بپردازند
و در برابر آن  حكومت اسلامى از
مال و جان آنان دفاع كنند.
عائشه
مى‏گوید: روز مباهله پیامبر
اسلام چهارتن
همراهان خود را زیر چادر مشكى
رنگى، وارد كرد و این آیه را تلاوت
نمود:
(انمایرید الله لیذهب عنكم الرجس
اهل البیت و یطهركم تطهیرا) زمخشرى‏ پس از

بیان نكات آیه مباهله در پایان
بحث مى‏نویسد: سرگذشت‏ مباهله و مفاد این آیه

بزرگترین گواه بر فضیلت اصحاب
كساء است‏و سندى زنده بر حقانیت آئین اسلام
مى‏باشد.

داستان مباهله
بزرگترین سند فضیلت‏براى اهل پیامبر است زیرا الفاظ
و مفردات آیه
حاكى است
كه همراهان پیامبر در چه پایه‏اى ‏از فضیلت قرار داشتند،
زیرا پیامبر در

این آیه، علاوه بر این كه‏حسن و حسین علیهما السلام را فرزندان
خود، و
فاطمه(س)را
یگانه‏زن منتسب به خاندان خویش مى‏خواند، از شخص على(ع)به

عنوان‏«انفسنا» تعبیر
مى‏كند و آن شخصیت عظیم جهان انسانى را به ‏منزله جان

پیامبر مى‏داند، فضیلتى
بالاتر از این كه یك شخص از نظر معنویت و فضیلت‏به

پایه‏اى برسد كه خداوند بزرگ او
را به‏منزله جان و روح پیامبر بخواند.




آیا این آیه گواه برترى امیرمومنان بر تمام مسلمانان جهان نیست؟



از روایاتى كه از پیشوایان مذهبى ما وارد شده است، استفاده مى‏شود
كه
موضوع
مباهله اختصاص به پیامبر نداشته و هر فرد مسلمانى در مسائل مذهبى

مى‏تواند با
مخالفان خود به مباهله ‏برخیزد و شیوه مباهله و دعاى آن در
كتابهاى
حدیث وارد شده
براى‏اطلاع بیشتر به كتاب «نورالثقلین‏» مراجعه
بفرمائید (5) .

در رساله حضرت
استاد علامه طباطبائى(ره)چنین مى‏خوانیم:

«مباهله یكى از
معجزات باقى اسلام است
و هر فرد با ایمانى به‏ پیروى از
نخستین پیشواى اسلام،
مى‏تواند در راه اثبات
حقیقتى ازحقائق اسلام با
مخالفان خود به مباهله بپردازد
و از خداوند جهان‏درخواست
كند كه طرف مخالف،
را كیفر بدهد و محكوم سازد (6) .

در اینجا تذكر چند نكته‏
لازم
است:
گذشته بر این كه تمام مفسران و
دانشمندان شیعه، موضوع مباهله ‏را در

كتابهاى خود آورده‏اند از میان علماء و
دانشمندان اهل‏تسنن شصت نفر در
كتابهاى خود
پیرامون این سرگذشت ‏سخنانى
‏گفته‏اند و نكاتى یادآور شده‏اند
كه برخى را یادآور
مى‏شویم:
1 - مسلم بن
حجاج در صحیح خود كه دومین
صحیح از صحاح ششگانه ‏است،
مى‏نویسد:
«معاویه به
سعد وقاص گفت: چرا
على(ع)را سب نمى‏كنى؟ جواب‏داد: به
خاطر سه خصلتى كه
على(ع)داشت و من آرزو
مى‏كنم كه یكى ‏از آنها را دارا بودم. او پس
از سخنانى
مى‏گوید: هنگامى كه
آیه ‏مباهله نازل گردید پیامبر على(ع) و فاطمه و
حسنین
علیهم السلام‏ را
خواست وقتى همگى جمع شدند، پیامبر گفت: «اللهم هولاء اهلى‏»

آنان اهل بیت
من هستند (7) .
2 - حاكم نیشابورى در مستدرك خود مى‏گوید:


«اخبار
متواتر از ابن عباس و غیره رسیده است كه پیامبر دست ‏على و حسنین
علیهم

السلام را گرفت و فاطمه(س)را پشت‏سر قرار داد و رو به هیئت نمایندگى
نجران
كرد و
گفت: «هولاء ابنائنا وانفسنا و نسائنا فهلموا انفسكم و ابنائكم و

نسائكم ثم نبتهل
‏فنجعل لعنه‏الله على الكاذبین‏» .
«اینان فرزندان ما
و
زنان و جانهاى ما هستند
شما نیز برخیزید همانند آنها را بیاورید تا
مباهله كنیم
و لعنت‏خدا را بر گروه
دروغگویان بفرستیم‏» (8) .
3 -
ثعلبى در تفسیر خود
مى‏نویسد:
«هنگامى كه
پیامبر وارد صحنه مباهله شد،
حسین(ع)را در آغوش‏داشت
و دست‏حسن(ع)را گرفته بود و
دخت گرامى او
فاطمه(س)پشت ‏سر پیامبر و على(ع)نیز
پشت‏سر فاطمه گام بر مى‏داشتند در
این
موقع‏اسقف نجران گفت: «یا معشر النصارى
انى لارى وجوها لو سالواالله ان یزیل

جبلا من مكانه لازاله فلا تبتهلوا
فتهلكوا» .
«همكیشان من ، من
چهره‏هاى معصومى
را مشاهده مى‏كنم كه اگر از
خداوند بخواهند كه كوهى را از
بیخ بكند، خدا دعاى آنان
رامستجاب مى‏كند ، هرگز
مباهله نكنید زیرا نابود
مى‏شوید» (9) .
4 - زمخشرى در
كشاف پس از نقل
جمله‏هایى كه از ثعلبى
نقل‏كردیم، مى‏گوید:
«اسقف نجران افزود:
به خدائى كه
جان من در دست او
است، نابودى اهل نجران نزدیك شده است. اگر مباهله
كنید لباس
انسانیت‏از بدن
شما كنده مى‏شود و به صورت حیوانات مسخ شده در مى‏آئید و
صحرا
براى شما
كانونى از آتش خداوند كه ریشه مسیحیان نجران رامى‏كند» (10) .
5
-
ابن
حجر از محدث معروف دارقطنى نقل مى‏كند كه امیرمومنان‏ روز شوراى عمر، براى


برترى خود بر اعضاء شورى با آیه مباهله‏احتجاج كرد و گفت: آیا در میان شما
كسى
هست
كه پیوند خویشاوندى‏وى با پیامبر از من نزدیك‏تر باشد، او را جان و
نفس خود
و
فرزندان او را فرزندان خود و زن او را زنان خود معرفى كند؟
همه‏اعضاء شورى به
تصدیق
على برخاسته و گفتند: نه هرگز جز تو كسى‏ را به
این خصوصیت‏سراغ نداریم
(11) .



پی نوشتها:


1) البدایه والنهایه: ص 53 - بحارالانوار: ج‏21، ص 285.
2)


منظور آیه «قل یا اهل الكتاب تعالوا الى كلمه سواء بینناو بینكم...» (آل
عمران:

64)- بحارالانوار: ج‏21، ص 287.
3) تاریخ یعقوبى: ج‏2، ص 66.

4) سیره
حلبى:
ج‏3، ص 239.
5) نورالثقلین: ج‏1، ص 292 - 291.

6) در برخى از
روایات اسلامى
نیز به این موضوع تصریح شده است،به اصول
كافى، كتاب دعا، باب
مباهله،ص 538 مراجعه
فرمائید.
7) صحیح مسلم: ج‏7،
ص 120.
8) مستدرك
ج‏3، ص 150.
9) عمده ابن
بطریق، ص 95.
10)
كشاف: ج‏1، ص 193.
11)
صواعق: ص 154.

منبع:ماهنامه
مكتب
اسلام


نویسنده:استاد جعفر سبحانی



طبقه بندی: مذهبی،
برچسب ها: مباهله، روز مباهله، مباهله پیامبر،
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ حسین زنگنه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


ایجاد وبلاگ قرآنی ، فرهنگی و معارف اسلامی آوای وحی

گامی کوچک در انجام رسالتی بزرگ است . ما بر آنیم تا با کمک و راهنمایی تمامی آن هایی که درد دین دارند و قلبشان برای قرآن می تپد و به مملکت و انقلاب و فرزندان این مرز و بوم عشق می ورزند به تکلیف و وظیفه بزرگ الهی خود عمل کنیم و صد البتّه راهنمایی ها و ارشاد شما عزیزان ما را در انجام این رسالت و وظیفه دینی و انقلابی و اجتماعی یاری خواهد کرد .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
***
*** *** ***

*** ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید

***

چت روم
***-----*** ترجمه سایت به زبان های گوناگون

تعبیر خواب آنلاین

***
قرآن آنلاین
http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif
***

***
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
***
*** *** ××× ***
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
***
ایران رمان

پروانه كدهای جاوا وبلاگ